
آنچه در زیر میخوانید گفتگویی است که روزنامه شهرآرا با «استاد سیدمرتضی ساداتفاطمی» نفر اول مسابقات بین المللی ایران ، مدیر مرکز عالی تربیت مدرس واستاد قرآن کریم وعضو هیأت مدیره جامعه قاریان قرآن مشهد انجام داده است :
دستش بيهوا به سمت كليد راديو ميرود و آن را روشن ميكند. ميگويد: فكر كنم، وقت اذان است...
اين كلام استاد «سادات فاطمي» صدرالحفاظ آستان قدس رضوي است. منقلب شدن حالش از شنيدن صداي اذان بهخوبي پيداست. اين را از لحن صدا و نگاهاش ميتوان حس كرد.

«مگر ميشود، صداي اذان را شنيد و حال آدم عوض نشود. اذان دعوت خداست براي صحبت بنده با او و اين زيباترين دعوتي است كه از هر انساني به عمل ميآيد» اين را كه ميگويد؛ چشمانش قرمز ميشود. انگار موعد اذان را جور ديگري درك كرده است، طوري كه شايد من و ما تعريفي از آن نداشته باشيم.
رسما اذان را از سال61 شروع كرده و خاطره آن روزي كه براي مسابقهاي از تهران قرار بود به مالزي برود، هرگز فراموشش نميشود و ميگويد: نزديكيهاي عزيمت به مالزي بود كه دوستي در راديو از من خواست براي تلاوت قرآن و اذان به استوديو بروم. با اينكه وقت تنگ بود، اجابت كردم و صدايم از ميان امواج راديو عبور كرد و به گوشها رسيد. آن زمان 35سالم بود.
آن صدا هنوز ماندگار است و تا همين الان هم حتي روي تصويرهاي جديد موذنياش كه چند سال پيش از اوگرفتهاند، گذاشته شده و پخش ميشود. صدا مربوط به 25سال پيش و تصوير متعلق به زمان حاضر!
اما اين ماجرا در اصل آغاز به كار ساداتفاطمي نيست. ميگويد؛ موذنياش سنگيني خاطرات زيادي است كه در خورجين زمانه گنجانده است. زماني را به خاطر ميآورد كه كودكي 10، 12ساله بود. دستان كوچكاش را در مسجد محلهاي قديميدر حوالي حرم امام رضا(ع) بر گوشش ميگرفت و نداي اللهاكبرش تن كوچهپسكوچههاي خاكي و كاهگلي آن زمان را نوازش ميداد. خاطرهي آن روزها لبخندي را بر گوشه لبش مينشاند و نگاهش را تا آن دورها ميبرد. ميگويد: وقتي 12،10ساله بودم يك بار بلندگو را از پير اذانگوي محله گرفتم و همچون كودكي عرب اذان گفتم. آن زمان تحصيلات زياد مرسوم نبود. پدرم از 7سالگي مرا مكتب گذاشته بود، ظرف دو ماه روخواني و روانخواني قرآن را تمام كردم و پس از آن به جلسات قرآن رفتم و نوارهاي عبدالباسط را گوش كردم و در سن 10سالگي قرآن را كامل آموختم و از همان خردسالي قرآن را با صوت ميخواندم. اين شد كه صدايم دل اذانگوي محله را لرزاند و او گفت: اذانت بر دل مينشيند، مرتضي...
سادات فاطمي 50دهه از زندگياش را پر از نور اذان و كلمات قرآن كرده است. اما وقتي ميبينياش، فكر ميكني كه صدايش 30سالي جوانتر است. به اين قضيه كه اشاره ميكنم، ميگويد: خيليها ميگويند، شايد به بركت كلام خداست كه با بهانه و بيبهانه بر زبانم جاري است.
صداي اذان هزار و يك معني برايش دارد كه بالاترين آن دعوتي است كه خدا از ما ميكند تا با او سخن بگوييم. ميگويد صداي اذان موذنهاي ديگر را هم كه ميشنود باز هم دلش ميلرزد درست مانند زماني كه خودش دستش را كنار گوشش ميگذارد و خدا را وصف ميكند و شهادتين ميگويد. اين شهادتين از زماني برايش معناي زيباتري پيدا كرده كه سال62 به قول خودش عنايت پيدا كرده و در آستان قدس رضوي و در جوار بارگاه مطهر حضرت ثامنالحجج(ع) اذان گفته است.
از تحول اذانگويي در حرم ميگويد. از اينكه در آن سالهاي ابتدايي كه وارد حرم شد، جزو اولينهاي اين كار بود و تنها صدايي كه در حرم مطهر حضرت رضا(ع) دعوت خدا را به نماز به گوش مردم ميرساند، صداي او بود. سادات فاطمي با بيان اين حرفها از تنوعي ميگويد كه الان در موذني حرم وارد شده است و قاريان معروفي هر كدام قرائت يك اذان را در ظهر يا شب بر عهده دارند. موذنان معروف مشهدي كه هر روز اذان يكي از آنها به صورت مستقيم پخش ميشود. مانند؛ جواد پناهي، وحيد مجتهدزاده، خود ايشان و برادرش جواد فاطمي و چند تن ديگر كه صدايشان علاوه بر حرم، توسط بلندگوهايي كه در چهارراه شهدا، طبرسي و پايينخيابان نصب شده است و همچنين از طريق اينترنت طنينانداز گوشهايي ميشود كه منتظرند تا باري ديگر به نماز بايستند و با خدا صحبت كنند.
به گفته سادات فاطمي اين اذان در گذشته در اتاق صوت خوانده ميشد و چون در حضور مردم نبود، همه فكر ميكردند صداي ضبط شده است، اما به دليل تاكيدات اسلام بر اينكه قرآن و اذان در حضور مردم گفته شود، ايواني در گوشهاي از صحن جمهوري محلي شد، براي موذناني كه در حضور پرشور مردم در صفهاي نماز جماعت اذان ميگويند.
در حال حاضر ديگر اذانگويي بالاي پشتبام مساجد اذان نميگويد، و معمولا اين اذان از راديو پخش ميشود كه البته در برخي از مساجد بعد از شنيدن اذان اصلي، فردي بلند ميشود و اذان ميگويد تا مردم براي نماز آماده شوند.
ميپرسم چرا برخي از اذانها انسان را دلگير ميكند و او در جوابم به اين اشاره ميكند كه به اين بستگي دارد كه حال موذن در هنگام اذانگفتن چيست و چقدر معناي اذان را ميداند. معمولا علت اين حزن حال روحي موذن است كه هر چقدر به عالم معنا نزديكتر باشد، محزونتر است و نشان ميدهد كه آن موذن توجه خاصي به قرآن دارد. متاسفانه برخي از موذنها اذان را با موسيقي ميخوانند نه قرآن و آواز. البته تازهكارها به اين نوع قرائت گرايش بيشتري دارند كه اين خود يك معضل است و باعث ميشود؛ الفاظ از آن معنويتي كه دارند، خارج شوند.
شنيدن تمام عبارتهاي اذان براي او حس خوبي را تداعي ميكند و ميگويد: با شنيدن و قرائت هر كدام از الفاظاش حال عجيبي به او دست ميدهد. همان حالتي است كه هر بار از پلهها بالا ميرود و در جايگاه مخصوص اذانگويان حرم مينشيند.
براي اينكه نماز هزاران مومن بايد با اذان او خوانده شود، خودش را كنترل ميكند و نميگذارد صدايش لرزان شود. اين حالي است كه در شنيدن اذان ديگران هم بارها آن را حس كرده است.
ميگويد: اذانهاي سحر و افطار پربركتتر از اذانهاي عادي هستند، چون زمان ضيافتا... حاجتها بيشتر روا ميشود، البته اگر انسان اذان سحر را تنها به اين معنا نداند كه ديگر نميتواند چيزي بخورد زيرا همين نخوردنها و نياشاميدنها روح انسان را لطيف ميكند و جلا ميدهد. همانطور كه آمار نشان ميدهد؛ در اين ماه جرائم كم ميشود و حتي مجرمها هم در اين ضيافت الهي شرمنده از ارتكاب گناه ميشوند.
سادات فاطمي پر است از اطلاعاتي كه براي هر انساني شنيدن آنها واجب است و ضروري. دانستههايي كه اگر بدانيم، زندگي برايمان معناي ديگري پيدا ميكند و لحظههايمان پر از نور ميشود.